اشتباهاتی که کمپین برند را نابود می کنند

این روزها درباره مباحث مربوط به نوع فروش ، ارتباطات ، چیزهای زیادی می شنویم و اغلب شاهد این هستیم که مصرف کنندگان تأثیر این موضوعات را مستقیماً به شناسایی خطاهایی که ایجاد می کنند نادیده می گیرند از دست دادن بازار هدف خود.

در اینجا 4 اشتباهی آورده شده است که می تواند هویت برند شما را از بین ببرد و در نحوه حل این مشکلات مفید است.

حذف “همیشه” از “همیشه تجارت”

امروزه ، توانایی کنترل چگونگی ایجاد انگیزه و تعامل با مشتری از طریق نام تجاری خود امکان پذیر نیست در گذشته ، کنترل برخی از تعاملات با هدف نام تجاری امکان پذیر بود . شما پیام خود را از طریق روش های سنتی مانند تلویزیون معرفی کردید ، یا برنامه ای رو در رو ایجاد کردید و توانستید مکالمه را از بالا به پایین (شرکت به مشتری) هدایت کنید. وب سایت و به طور کلی رسانه های اجتماعی این تصویر را تغییر داده اند. امروزه احتمالاً 10٪ مکالمات توسط بازاریابان انجام می شود ، در حالی که دیگران از طریق خریداران پایین می آیند.

بنابراین نتیجه می گیریم که مکالمات در مورد نام تجاری شما باید باز و جذاب باشد تا در تعاملات مشتری انعطاف پذیر باشد. تأکید بیش از حد بر “پیام” وقتی با مشتری ناسازگار باشد یا از آن بدتر ، وقتی صحبت از تمسخر برند شما می شود برعکس خواهد بود.

البته ، این بدان معنا نیست که شما قادر به انجام این مکالمات و تعاملات نخواهید بود. شما می توانید این تجربه را به روشی كوچك داشته باشید: به عنوان مثال ، هنگام انجام آن بحث های برنامه ریزی نشده در وب ، باید خود را نشان دهید ، جنگ بسازید ، صریح باشید ، و چیزهای مفید بگویید عکس در غیر این صورت نام خود را پایین می گذارید.

تمرکز خود را بر خرید فضای تبلیغاتی بگذارید تا خرید

بازاریابی Aduy به معنای استفاده از شبکه های اجتماعی برای فروش یک محصول است به گونه ای که نام تجاری را به مشتریان منتقل کرده و به آنها امکان فروش می دهد. تنها چیزی که بر آن تأکید شده یک اشتباه بزرگ است.

هنگام جستجو برای رزرو هتل ، اولین مکان برای جستجو چیست؟ مطمئناً بهترین راه بررسی نکردن تبلیغات هتل ها یا آژانس های مسافرتی است. وب سایت هایی که شامل بازخورد مشتری هستند می توانند به ما کمک کنند تا از آن نهایت استفاده را ببریم. و همچنین می توانیم در جذب مشتری بیشتر هوشیار باشیم. برخلاف گذشته ، روند خرید رفتار مشتری دیگر با تبلیغات تقویت نمی شود ، بلکه نوع استراتژی آن در زمان خرید تقویت می شود.

برای بسیاری از شرکت ها ، این تغییر اساسی نحوه معرفی نام خود را به مشتری تغییر می دهد. وجه اشتراک در گذشته این بود که “وقتی افراد بیشتر از یک وب سایت بازدید می کنند ، بهتر است تبلیغات خود را انجام دهند.” اما بعید است دوباره به طور قطع کار کند ، نه تنها به این دلیل که مشتریان بیشتری قصد دارند تبلیغات را مسدود کنند ، بلکه به این دلیل که مشتریان دیگر در مورد آنچه تبلیغات مانند دوستان خود را در مورد محصول در وب سایت ها بگویید. آنها می گویند که آن را نادیده می گیرند.

بنابراین ، صرف هزینه بیشتر برای این مشکل راه حل خوبی نیست. برای حل این مشکل ، شما باید در هنگام مذاکره با نام تجاری به رفتار مشتری دسترسی داشته باشید. و این بدان معناست که علاوه بر اینکه مشتریان در چه مکانی خرید می کنند ، ما همچنین بر روی چرایی و نحوه خرید تمرکز می کنیم و سعی در درک آنها داریم.

“عینک خریدار” ناشناخته

بازاریابان باید بر درک چگونگی و مکان فروش به مشتریان و نوع و شرکت متمرکز شوند. توو مانند بقیه ، ما باید روی تجربه مشتری مداوم تمرکز کنیم. این به معنای تبلیغ نام تجاری ما به مشتریان به روشی پایدار است و این روش از ابتدای تبلیغات تا پشتیبانی طولانی مدت پایدار و کارآمد است.

مردم غالباً کالایی را از طریق بازار خریداری می کنند و در صورت موجود بودن کالا ، درخواست پشتیبانی می کنند. امروزه ، در فرآیند انتخاب خرید ، مصرف کنندگان به دنبال پشتیبانی ویدیویی از چندین شبکه هستند. به عبارت دیگر ، یک دستفروش فروش و نام تجاری می توانند معنایی بیش از توان تحمل آن داشته باشند.

در بازاریابی سنتی ، شما یک گروه “پشت صحنه” دارید که بر توسعه وب سایت و تبلیغات تجاری تمرکز دارند و یک گروه “در محل” که به پشتیبانی از محصول و پیوندهای وابسته اهمیت می دهند. مشتری ها اما در دنیایی که به طور معمول بر بازاریابی تأکید می شود ، باید تعامل زیادی بین افراد در بخشهای مختلف سازمان وجود داشته باشد ، و همه افراد در سازمان به نوع مورد نیاز مرتبط باشند به رفتار واقعی انسان فکر نمی کنم . بنابراین اگر از دید مشتری به آن نگاه نکنید ، اشتباه کرده اید.

قادر به ترغیب مقامات ارشد در مورد مدل جدید نیست

فروش یک خریدار باتجربه از یک مارک به برند دیگر تنها بخشی از این نبرد است. عدم فروش این رویکرد جدید در اتاق کنفرانس می تواند بهترین استراتژی بازاریابی را قبل از ایجاد فرصتی تضعیف کند. افرادی که در سازمان بالا هستند به دنبال دیدن اعداد هستند. مانند درصد مکالمات درباره محصولات یا سایر اطلاعات رایج. عباراتی مانند “بحث برند” و “خریدار شیشه” برای آنها مهم نیستند.

اگر برنامه ای دارید که محصول خود را وارد زندگی مشتریان کنید ، باید راهی برای متقاعد کردن مدیران و مدیران ارشد سازمان پیدا کنید. ارتباطات یکپارچه ای که در فرهنگ سنتی خرید فضای تبلیغاتی کار می کرد ، ممکن است در این تشبیه موجود نباشد. اما این بدان معنا نیست که نتیجه خیلی بهتر نیست.

فعالیت در حال اجرا

شما باید دائماً نظارت کنید که خریداران چگونه و چگونه با نام تجاری ارتباط برقرار می کنند و از کجا و چگونه تصمیم به خرید می گیرند و درک کنید که چه نوع استراتژی بازاریابی کار می کند و در نتیجه فروش بیشتری در پایان. آمده است

کار در این زمینه اغلب سوالات زیادی حتی توسط متخصصان این حوزه ایجاد می کند و به همین دلیل هیجان انگیز است.

دیدگاهتان را بنویسید